سياوش
(نگار)
پست ثابت
سياوش نماد پاكی و طهارت بگذر، از آتش درونت بگذر
همچون سياوش از هيمههای آتش گرفته ی فتنه ی اغيار بگذر تا پاكيت را به عشقم، به
خودم، به دنيا و روزگارم ثابت كنی!!!
بگذر سياوش من ،با اشكهايم آتش امتحانت را كم شعله ميكنم.
تو نيز شجاع باش،
سپيد بر تن،
كافور زده،
آماده ی نبرد با زندگی، با سختی، با پليدی.
بر اسب روياهايمان بنشين و بگذر از آتشی كه بر خرمن عشقمان افروختند!!!
بگذار پاكيت آنقدر برايم مقدس بماند كه از خونت گلهای زيبای سياوشون بدمند.
بگذار سياوش من، سياوش كيكاووسی باشد كه رستم همچون سهراب از دست
رفتهاش مرد و پايمرد بارش آورد!
بگذار آنقدر مقدس بمانی كه نامت قسمی باشد بر صداقت و راستی!!!
به دست ناجوانمرد روزگار نشان ده كه تو همان سياوشی كه روزگاری برعشقش،بر
صداقتش، بر رادمنشيش شكی نبود!!!
بگذار چرخ نامراد زندگی با دستهای تو مراد گونه بچرخند و بار غمهای تلخ روزگارم
بر شانههای ستبرت احساس پوچی كنند!!!
مگذار مرا هيزم آتش امتحان تلخ زندگيت كنند.
مگذار من بسوزم تا تو رستگار شوی.
مرا بر اسبت بنشان و با هم از هيمههای آتش بگذريم تا پاك و مقدس سوار بر بال
سيمرغ بر قله ی قاف، كاخ خوشبختيمان را بسازيم!!!
سياوش نماد راستی و پاكی!!!
( اينها درد دل دختريست پنجه در افكنده با ديو پليد ترديد از عشقی كه نميدانم هنوز
هست يا نه؟؟؟ نه التماسی برای بازگشتی كه ميدانم شايد سياوش من قدرت امتحان
نداشته باشد!!!)
سياوش...
